جمع mouth چه میشود؟ قاعده جمع بستن و کاربردهای آن

وقتی شروع به یادگیری زبان انگلیسی میکنیم، یکی از اولین چیزهایی که باهاش سروکار پیدا میکنیم، کلمات و شکلهای جمع اونهاست. گاهی اوقات این کلمات شبیه به فارسی جمع بسته میشن و راحتتر میتونیم یاد بگیریم، اما بعضی وقتها هم قواعد خاص خودشون رو دارن که شاید ما رو گیج کنن. من خودم اوایل خیلی با این موضوع مشکل داشتم و سعی میکردم برای هر کلمه یه قاعده خاص پیدا کنم.
امروز میخوام در مورد یکی از این کلمات صحبت کنم: “mouth”. ممکنه این سوال برای شما هم پیش اومده باشه که جمع mouth چه میشود؟ نگران نباشید، در این مقاله کامل به این سوالات پاسخ میدم و تمام زوایای مربوط به این کلمه رو بررسی میکنیم.
تسلط بر این نکات گرامری پیشرفتهتر، مسیر شما را برای صحبت کردن مانند یک بومیزبان هموارتر میکند. اگر به دنبال برداشتن قدمهای بعدی هستید، پیدا کردن یک آموزشگاه زبان در مشهد میتواند گزینه عالی باشد.
جمع کلمه mouth چیست؟
بریم سراغ سوال اصلی: جمع mouth چه میشود؟ خبر خوب اینه که “mouth” یک اسم با قاعده است! بله، برخلاف بعضی از اسمهایی که شکل جمعشون کاملاً تغییر میکنه (مثل man که میشه men)، برای جمع بستن “mouth” فقط کافیه یک “s” به آخرش اضافه کنیم. یعنی جمع کلمه mouth میشه mouths. به همین راحتی! نه تغییر حرفی، نه استثنای خاصی.
چرا mouth یک اسم با قاعده است؟
در زبان انگلیسی، اکثر اسمها با اضافه کردن “s” یا “es” جمع بسته میشوند. اینها را اصطلاحاً “اسمهای با قاعده” مینامیم. “Mouth” از همین دسته است. وقتی یک “s” به انتهای کلمهی “mouth” اضافه میکنیم، صدای “th” که در “mouth” نرم است، به “th” سخت و دارای لرزش (مثل “th” در “them”) تبدیل میشود. این یک تغییر آوایی طبیعی در زبان انگلیسی است که در هنگام جمع بستن اتفاق میافتد و نباید شما را گمراه کند. پس، بیایید یک بار دیگر تکرار کنیم: mouth جمع آن mouths است.
مثالهایی از کاربرد mouths در جمله:
حالا که فهمیدیم جمع کلمه mouth چیست، بیایید با چند مثال ببینیم چطور میتونیم ازش تو جملات استفاده کنیم:
- Human beings have two eyes and one mouth.
(انسانها دو چشم و یک دهان دارند.) - The doctor asked me to open my mouth wide.
(دکتر از من خواست دهانم را کاملاً باز کنم.) - Fish open and close their mouths to breathe.
(ماهیها دهانهایشان را برای نفس کشیدن باز و بسته میکنند.) - The small birds waited with their mouths open for their mother to feed them.
(پرندههای کوچک با دهانهای باز منتظر مادرشان بودند تا به آنها غذا دهد.) - Many animals use their mouths to gather food.
(بسیاری از حیوانات از دهانهایشان برای جمعآوری غذا استفاده میکنند.)
همانطور که میبینید، کاربرد mouths دقیقاً مثل خود “mouth” است، فقط تعداد آن بیشتر میشود.
معنی اصلی کلمه mouth در انگلیسی و کاربردهای آن
کلمه “mouth” در انگلیسی فقط به دهان انسان یا حیوان اشاره نمیکند. این کلمه کاربردهای گستردهتری دارد که دانستن آنها به شما کمک میکند تا دایره لغات و درک خود را از زبان انگلیسی افزایش دهید. بیایید به برخی از مهمترین معانی و کاربردهای این کلمه بپردازیم:
1. دهان (آناتومی)
رایجترین معنی “mouth” که همه میدانیم، به بخش دهان در بدن انسان یا حیوان اشاره دارد که برای خوردن، صحبت کردن و نفس کشیدن استفاده میشود.
- She covered her mouth with her hand.
(او دهانش را با دستش پوشاند.) - The dog had a bone in its mouth.
(سگ در دهانش استخوانی داشت.)
2. دهان رودخانه یا غار
یکی دیگر از کاربردهای جالب “mouth” به قسمتی اشاره دارد که یک رودخانه به دریا، دریاچه یا رودخانه دیگری میریزد. همچنین میتواند به ورودی یک غار یا تونل اشاره داشته باشد.
- We camped at the mouth of the river.
(ما در دهانه رودخانه چادر زدیم.) - The rescuers explored the mouth of the cave.
(نجاتگران دهانه غار را بررسی کردند.)
در این موارد، جمع کلمه mouth میتواند به چندین دهانه رودخانه یا غار اشاره کند. مثلاً: “The Amazon has several mouths to the sea.” (آمازون چندین دهانه به دریا دارد.)
3. دهانه یا سوراخ (برای ظرفها و ابزار)
گاهی اوقات “mouth” به دهانه یا سوراخ یک ظرف، بطری، گلدان یا حتی یک سلاح (مثل دهانه توپ) اشاره میکند.
- Fill the bottle to the mouth with water.
(بطری را تا دهانه با آب پر کنید.) - The mouth of the jar was too small for my hand.
(دهانه کوزه برای دست من خیلی کوچک بود.)
4. سخنگو یا نماینده
در برخی اصطلاحات، “mouth” میتواند به کسی اشاره کند که سخنگوی یک سازمان یا گروه است.
- He acts as the mouth for the company.
(او به عنوان سخنگوی شرکت عمل میکند.)
همانطور که میبینید، با یک کلمه به ظاهر ساده مثل “mouth” چقدر معنی و کاربرد متفاوت وجود داره. همینهاست که زبان انگلیسی رو جذاب و گاهی چالشبرانگیز میکنه. برای اطلاعات بیشتر می تونید در کلاس های آموزشگاه زبان آلمانی در تهران شرکت کنید.
اصطلاحات و عبارتهای رایج با mouth
در زبان انگلیسی، اصطلاحات (idioms) و عبارات (collocations) نقش مهمی در روان صحبت کردن ایفا میکنند. کلمه “mouth” هم از این قاعده مستثنی نیست و در بسیاری از اصطلاحات پرکاربرد حضور دارد. من خودم همیشه سعی میکردم این اصطلاحات رو همون اول یاد بگیرم چون کمک میکرد مثل یه native speaker صحبت کنم.
Phrasal Verbs با mouth:
هرچند “mouth” به اندازه سایر فعلها پرکاربرد در phrasal verbs نیست، اما با این حال چند مورد قابل توجه وجود دارد:
- to mouth off: به معنی با صدای بلند و غالباً با گستاخی اعتراض کردن یا غرغر کردن.
- He was mouthing off about his boss again.
(او دوباره داشت درباره رئیسش غر میزد/با گستاخی حرف میزد.)
- He was mouthing off about his boss again.
- to mouth something: به معنی کلمهای را بدون صدا ادا کردن.
- She mouthed “thank you” across the room.
(او بدون صدا “متشکرم” را گفت.)
- She mouthed “thank you” across the room.
Collocations با mouth:
کالوکیشنها کلماتی هستند که معمولاً با هم میآیند. چند کالوکیشن رایج با “mouth” عبارتند از:
- open your mouth: دهانت را باز کن.
- close your mouth: دهانت را ببند.
- shut your mouth: (غیررسمی و گاهی بیادبانه) خفه شو.
- fill your mouth: دهان خود را پر کن.
- mouth wide open: دهان کاملاً باز (معمولاً با تعجب یا شوکه شدن).
- His mouth was wide open in surprise.
(دهانش از تعجب گشاد مانده بود.)
- His mouth was wide open in surprise.
- dry mouth: خشکی دهان.
- He had a dry mouth from nervousness.
(او از عصبی بودن دچار خشکی دهان شده بود.)
- He had a dry mouth from nervousness.
Idioms با mouth:
جمع کلمه mouth چیست؟ این سوال رو دیگه جواب دادیم، حالا بریم سراغ اصطلاحات:
- By word of mouth: دهان به دهان، سینه به سینه. (اطلاعاتی که از طریق صحبت کردن منتقل میشود.)
- The news spread by word of mouth.
(این خبر دهان به دهان پخش شد.)
- The news spread by word of mouth.
- To have a big mouth: پرحرف بودن، راز نگهدار نبودن.
- Don’t tell him your secret; he has a big mouth.
(رازت را به او نگو؛ او پرحرف است/راز نگهدار نیست.)
- Don’t tell him your secret; he has a big mouth.
- To put your money where your mouth is: به وعدههای خود عمل کردن، حرف خود را با عمل ثابت کردن.
- It’s time to put your money where your mouth is and invest in the project.
(وقت آن است که به وعدههایت عمل کنی و در پروژه سرمایهگذاری کنی.)
- It’s time to put your money where your mouth is and invest in the project.
- To have your heart in your mouth: دلتنگ بودن، بسیار نگران بودن یا ترسیدن.
- My heart was in my mouth when I saw the car crash.
(وقتی تصادف ماشین را دیدم، سرم رفت.)
- My heart was in my mouth when I saw the car crash.
- To be down in the mouth: غمگین و ناراحت بودن.
- She’s been a bit down in the mouth since she lost her job.
(او از وقتی کارش را از دست داده، کمی غمگین است.)
- She’s been a bit down in the mouth since she lost her job.
- To keep your mouth shut: سکوت کردن، راز نگه داشتن.
- I told him to keep his mouth shut about the surprise party.
(به او گفتم درباره مهمانی غافلگیرانه سکوت کند.)
- I told him to keep his mouth shut about the surprise party.
- To make your mouth water: آب دهان کسی را راه انداختن (اشاره به غذای خوشمزه).
- The smell of freshly baked bread made my mouth water.
(بوی نان تازه پخته شده آب دهانم را راه انداخت.)
- The smell of freshly baked bread made my mouth water.
- From the horse’s mouth: از یک منبع موثق و مستقیم.
- I heard it straight from the horse’s mouth.
(این را مستقیماً از منبع موثق شنیدم.)
- I heard it straight from the horse’s mouth.
مطالعه و به خاطر سپردن این اصطلاحات و عبارات، به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره بسیار طبیعیتر و روانتر صحبت کنید. تلاش کنید هر روز چند اصطلاح جدید یاد بگیرید و در جملات خود به کار ببرید.
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|
| To have a big mouth | پرحرف بودن، راز نگهدار نبودن | Don’t tell him your secret; he has a big mouth. (رازت را به او نگو؛ او پرحرف است/راز نگهدار نیست.) |
| To put your money where your mouth is | به وعدههای خود عمل کردن، حرف خود را با عمل ثابت کردن | It’s time to put your money where your mouth is and invest in the project. (وقت آن است که به وعدههایت عمل کنی و در پروژه سرمایهگذاری کنی.) |
| To have your heart in your mouth | دلتنگ بودن، بسیار نگران بودن یا ترسیدن | My heart was in my mouth when I saw the car crash. (وقتی تصادف ماشین را دیدم، سرم رفت.) |
| To be down in the mouth | غمگین و ناراحت بودن | She’s been a bit down in the mouth since she lost her job. (او از وقتی کارش را از دست داده، کمی غمگین است.) |
| To keep your mouth shut | سکوت کردن، راز نگه داشتن | I told him to keep his mouth shut about the surprise party. (به او گفتم درباره مهمانی غافلگیرانه سکوت کند.) |
| To make your mouth water | آب دهان کسی را راه انداختن (اشاره به غذای خوشمزه) | The smell of freshly baked bread made my mouth water. (بوی نان تازه پخته شده آب دهانم را راه انداخت.) |
| From the horse’s mouth | از یک منبع موثق (معمولاً خبری که مستقیم از منبع میآید) | — |
اشتباهات رایج در استفاده از کلمه mouth
یکی از قسمتهای مهم یادگیری هر زبانی، شناخت اشتباهات رایجی است که ممکن است مرتکب شویم. در مورد کلمه “mouth” و به خصوص جمع کلمه mouth، چند نکته وجود دارد که باید به آنها دقت کنید تا مثل یک زبانآموز مبتدی به نظر نرسید.
1. اشتباه در جمع بستن (Mouths vs. Mouth)
رایجترین اشتباه، فراموش کردن یا اشتباه کردن در جمع بستن mouth است. گاهی زبانآموزان مبتدی به دلیل عدم آشنایی با قواعد یا عجله، شکل جمع را اشتباه مینویسند یا اصلا جمع نمیبندند.
- اشتباه: Fish use their mouth to breathe.
(ماهیها از دهانشان برای نفس کشیدن استفاده میکنند.) - صحیح: Fish use their mouths to breathe.
(ماهیها از دهانهایشان برای نفس کشیدن استفاده میکنند.)
نکته: همیشه به تعداد اشاره کنید. اگر بیشتر از یکی است، حتماً از mouths استفاده کنید.
2. اشتباه در تلفظ “th” در Mouths
همانطور که قبلاً اشاره کردم، وقتی “mouth” به “mouths” تبدیل میشود، تلفظ “th” نیز تغییر میکند. در “mouth”، “th” بدون لرزش و نفسمانند است (مثل “ث” در فارسی). اما در “mouths”، “th” صدادار و با لرزش گلو (مثل “ذ” در فارسی) تلفظ میشود. اهمیت این تلفظ در درک بهتر شما توسط شنونده است.
- تلفظ “mouth”: /maʊθ/
- تلفظ “mouths”: /maʊðz/
این تفاوت کوچک اما مهمی است که روی Accent شما تأثیر میگذارد.
3. استفاده نادرست از Articles (a/an, the)
مانند هر اسم دیگری، استفاده صحیح از حروف تعریف (articles) قبل از “mouth” بسیار مهم است.
- اشتباه: He opened mouth to speak. (دهانش را برای حرف زدن باز کرد.)
- صحیح: He opened his mouth to speak. (او دهانش را برای حرف زدن باز کرد.) (استفاده از ضمیر ملکی)
- صحیح: He opened a mouth to speak. (اشاره به دهانی که مشخص نیست)
- صحیح: She put the food in her mouth. (او غذا را در دهانش گذاشت.)
نتیجهگیری
امیدوارم این مقاله جامع به شما کمک کرده باشد تا به طور کامل با کلمه “mouth”، جمع کلمه mouth (که میشود mouths) و کاربردهای مختلف آن، اصطلاحات مرتبط و همینطور اشتباهات رایج آشنا شوید. یادگیری زبان انگلیسی سفری شیرین است که با تسلط بر جزئیات کوچک، میتوانید به راحتی در آن پیشرفت کنید. از اینکه با من همراه بودید، سپاسگزارم.
برای یادگیری عمیقتر این تفاوتها و هزاران نکته گرامری دیگر، میتوانید بهترین اساتید را در یک آموزشگاه زبان در اهواز پیدا کنید و مسیر یادگیری خود را سرعت ببخشید.
پرسش و پاسخ (FAQ)
جمع mouth چیست؟
جمع کلمه “mouth” به سادگی “mouths” است. این کلمه یک اسم با قاعده است و برای جمع بستن آن تنها کافیست یک “s” به انتهای آن اضافه کنید.
آیا mouth یک اسم بیقاعده است؟
خیر، “mouth” یک اسم با قاعده (regular noun) است و برای جمع بستن آن فقط حرف “s” اضافه میشود. تنها نکته قابل توجه تغییر تلفظ “th” از بیصدا به صدادار در شکل جمع آن است (/maʊθ/ به /maʊðz/).
معنی اصلی کلمه mouth در انگلیسی چیست؟
معنی اصلی “mouth” به قسمتی از بدن انسان یا حیوان اشاره دارد که برای خوردن، صحبت کردن و نفس کشیدن استفاده میشود. علاوه بر این، میتواند به دهانه رودخانه، غار، یا سوراخ یک ظرف نیز اشاره کند.
چند مثال از کاربرد mouths در جمله بزنید.
- The children opened their mouths to sing. (بچهها دهانهایشان را برای آواز خواندن باز کردند.)
- The mouths of the tunnels were dark and mysterious. (دهانههای تونلها تاریک و مرموز بودند.)
- Birds feed their young with food in their mouths. (پرندگان با غذایی در دهانهایشان به جوجههایشان غذا میدهند.)
پرکاربردترین اصطلاحات با mouth کدامند؟
- By word of mouth: دهان به دهان، سینه به سینه.
- To have a big mouth: پرحرف بودن، راز نگهدار نبودن.
- To put your money where your mouth is: به وعدههای خود عمل کردن.
- To have your heart in your mouth: بسیار نگران یا ترسیده بودن.
- To make your mouth water: آب دهان کسی را راه انداختن (برای غذای خوشمزه).
برای اطلاعات بیشتر میتونین به دیکشنری سر بزنین.





