حروف ربط در زبان آلمانی: آموزش کامل، انواع و مثالهای کاربردی

سلام به شما زبانآموزان عزیز! اگر در مسیر یادگیری زبان آلمانی هستید، حتماً تا الان به اهمیت گرامر آلمانی پی بردهاید. یکی از بخشهای کلیدی و کاربردی در ساخت جملات پیچیدهتر و روانتر، حروف ربط در زبان آلمانی هستند. شاید در نگاه اول کمی گیجکننده به نظر برسند، اما با یک آموزش کامل و هدفمند، خیلی راحت میتوانید بر آنها مسلط شوید و جملاتتان را به زیبایی به هم پیوند دهید.
در این مقاله، من میخواهم تجربه خودم را در یادگیری حروف ربط در آلمانی با شما به اشتراک بگذارم. از همان ابتدا که میخواستم جملات ساده را به جملات پیچیدهتر تبدیل کنم، متوجه شدم که Konjunktionen آلمانی چقدر حیاتی هستند. از انواع حروف ربط آلمانی گرفته تا قواعد ترتیب کلمات که گاهی اوقات حسابی چالشبرانگیز میشوند، همه را با مثالهای عملی و توضیحات گامبهگام بررسی خواهیم کرد. همراه من باشید تا این بخش مهم از گرامر آلمانی را با هم فتح کنیم!
اگر به دنبال بهترین راه برای یادگیری زبان آلمانی در شهر اصفهان هستید، حتماً نگاهی به آموزشگاه زبان آلمانی در اصفهان بیندازید.
اهمیت حروف ربط در زبان آلمانی و نقش آنها در ساختار جملات
شاید بپرسید چرا باید اینقدر به حروف ربط آلمانی اهمیت بدهیم؟ از تجربه من، حروف ربط (Konjunktionen) مثل چسبی هستند که کلمات، عبارات و جملات را به هم وصل میکنند. بدون آنها، جملات ما کوتاه، بریدهبریده و فاقد ارتباط منطقی خواهند بود. فرض کنید میخواهید بگویید “من گرسنه هستم و میخواهم غذا بخورم.” بدون “و” این جمله اصلاً معنی نمیدهد. در زبان آلمانی هم همینطور است.
کاربرد حروف ربط آلمانی به ما کمک میکند تا افکارمان را واضحتر و منسجمتر بیان کنیم، روابط علت و معلولی، تضاد، زمان و… را نشان دهیم.
دستهبندی کلی حروف ربط در زبان آلمانی
در زبان آلمانی، حروف ربط به سه دسته اصلی تقسیم میشوند که هر کدام قواعد و کاربردهای خاص خودشان را دارند. این تقسیمبندی به ما کمک میکند تا درک بهتری از نحوه عملکرد آنها داشته باشیم و بتوانیم درست از آنها استفاده کنیم. من ابتدا یک دید کلی به این سه دسته میدهم و سپس به جزئیات هر یک میپردازم.
- حروف ربط همپایه (Konjunktionen)
- حروف ربط فرعی (Subjunktionen)
- قیدهای ربطی (Konjunktionaladverbien)
اجازه دهید قدم به قدم پیش برویم و هر یک از این دستهها را با مثالهای فراوان بررسی کنیم.
حروف ربط همپایه (Koordinierende Konjunktionen)
حروف ربط همپایه یا Konjunktionen، سادهترین نوع حروف ربط هستند. مهمترین ویژگی آنها این است که تأثیری بر ترتیب کلمات در جمله ندارند. یعنی فعل در جایگاه دوم باقی میماند، درست مثل یک جمله ساده. این حروف ربط دو جمله همارز، دو عبارت همارز یا دو کلمه همارز را به هم متصل میکنند. یادگیری این دسته، شروع خوبی برای ورود به دنیای حروف ربط است.
لیست حروف ربط همپایه پرکاربرد:
- und (و)
- aber (اما)
- oder (یا)
- denn (زیرا)
- sondern (بلکه)
مثالهای کاربردی برای حروف ربط همپایه:
- Und (و):
- Ich gehe einkaufen und du kochst. (من خرید میروم و تو آشپزی میکنی.)
- Er trinkt Kaffee und isst Kuchen. (او قهوه مینوشد و کیک میخورد.)
- Aber (اما): بیان تضاد یا تعارض.
- Ich mag Deutsch, aber es ist schwierig. (من آلمانی را دوست دارم، اما سخت است.)
- Sie ist müde, aber sie muss arbeiten. (او خسته است، اما باید کار کند.)
- Oder (یا): برای بیان انتخاب.
- Möchtest du Tee oder Kaffee? (چای میخواهی یا قهوه؟)
- Wir können ins Kino gehen oder zu Hause bleiben. (ما میتوانیم به سینما برویم یا در خانه بمانیم.)
- Denn (زیرا): برای بیان دلیل و علت. توجه کنید که denn یک حرف ربط همپایه است و ترتیب فعل را عوض نمیکند، در حالی که weil (حرف ربط فرعی) فعل را به آخر جمله میفرستد.
- Ich bleibe zu Hause, denn es regnet. (من در خانه میمانم، زیرا باران میبارد.)
- Er lernt Deutsch, denn er möchte in Deutschland arbeiten. (او آلمانی یاد میگیرد، زیرا میخواهد در آلمان کار کند.)
- Sondern (بلکه): این حرف ربط فقط بعد از یک نفی (nicht, kein) استفاده میشود و گزینهای متفاوت را معرفی میکند.
- Das ist nicht mein Buch, sondern deins. (این کتاب من نیست، بلکه مال توست.)
- Sie lernt nicht Englisch, sondern Deutsch. (او انگلیسی یاد نمیگیرد، بلکه آلمانی.)
نکته مهم: تفاوت Aber و Sondern
یکی از اشتباهات رایج زبانآموزان تازهکار، تفاوت بین aber و sondern است.
- Aber: تضاد بین دو چیز را نشان میدهد، اما جمله اول لزوماً منفی نیست.
- Sie ist klein, aber stark. (او کوچک است، اما قوی است.) (جمله اول مثبت)
- Sondern: همیشه بعد از یک جمله منفی (با “nicht” یا “kein”) میآید و گزینه درست یا جایگزین را معرفی میکند.
- Ich trinke keinen Kaffee, sondern Tee. (من قهوه نمینوشم، بلکه [چای مینوشم].) (جمله اول منفی)
حروف ربط فرعی (Subjunktionen)
حروف ربط فرعی یا Subjunktionen، داستان متفاوتی دارند. این حروف ربط یک جمله فرعی (Nebensatz) را به یک جمله اصلی (Hauptsatz) یا یک جمله فرعی دیگر وصل میکنند. ویژگی بارز Subjunktionen این است که فعل صرف شده را به انتهای جمله فرعی میفرستند.
لیست حروف ربط فرعی پرکاربرد:
- dass (که)
- weil (زیرا)
- obwohl (با وجود اینکه، اگرچه)
- wenn (اگر، وقتی که – برای زمان حال و آینده/عادت)
- als (وقتی که – برای زمان گذشته و رویداد یک باره)
- bevor (قبل از اینکه)
- nachdem (بعد از اینکه)
- damit (تا اینکه، به سبب اینکه – بیان هدف)
- ob (آیا – برای سوالات غیرمستقیم)
- während (در حالی که)
- solange (تا زمانی که)
مثالهای کاربردی برای حروف ربط فرعی:
- Dass (که):
- Ich weiß, dass du Deutsch lernst. (من میدانم که تو آلمانی یاد میگیری.)
- Er hofft, dass das Wetter schön wird. (او امیدور است که هوا خوب شود.)
- Weil (زیرا): برخلاف “denn”، حرف ربط فرعی “weil” فعل را به آخر جمله میفرستد.
- Ich lerne Deutsch, weil ich in Deutschland studieren möchte. (من آلمانی یاد میگیرم، زیرا میخواهم در آلمان تحصیل کنم.)
- Wir bleiben zu Hause, weil es regnet. (ما در خانه میمانیم، زیرا باران میبارد.)
- Obwohl (با وجود اینکه):
- Obwohl er müde ist, arbeitet er weiter. (با وجود اینکه او خسته است، به کارش ادامه میدهد.)
- Ich gehe spazieren, obwohl es kalt ist. (من به پیادهروی میروم، با وجود اینکه هوا سرد است.)
- Wenn (اگر، وقتی که – حال/آینده/عادت):
- Wenn ich Zeit habe, lese ich ein Buch. (اگر وقت داشته باشم، یک کتاب میخوانم.)
- Wenn es regnet, bleiben wir zu Hause. (وقتی که باران میبارد، ما در خانه میمانیم.)
- Als (وقتی که – گذشته، یک بار):
- Als ich ein Kind war, spielte ich oft Fußball. (وقتی که بچه بودم، اغلب فوتبال بازی میکردم.)
- Als sie mich sah, lächelte sie. (وقتی که او مرا دید، لبخند زد.)
- Bevor (قبل از اینکه):
- Ich esse Frühstück, bevor ich zur Arbeit gehe. (من صبحانه میخورم، قبل از اینکه به سر کار بروم.)
- Nachdem (بعد از اینکه):
- Nachdem ich gegessen hatte, ging ich spazieren. (بعد از اینکه غذا خورده بودم، به پیادهروی رفتم.) (توجه: در جمله فرعی با nachdem اغلب زمان گذشته کامل (Plusquamperfekt) استفاده میشود اگر عمل جمله فرعی قبل از جمله اصلی رخ داده باشد.)
- Damit (تا اینکه، به سبب اینکه): برای بیان هدف.
- Ich lerne Deutsch, damit ich eine gute Arbeit finde. (من آلمانی یاد میگیرم تا یک کار خوب پیدا کنم.)
- Ob (آیا): برای سوالات غیرمستقیم.
- Ich weiß nicht, ob er kommt. (من نمیدانم آیا او میآید.)
قواعد ترتیب کلمات در جملات فرعی:
همانطور که گفتم، مهمترین نکته در استفاده از Subjunktionen این است که فعل صرف شده به انتهای جمله فرعی میرود.
مثال:
- جمله اصلی: Ich lerne Deutsch. (من آلمانی یاد میگیرم.)
- جمله دارای “weil”: Ich lerne Deutsch, weil ich in Deutschland studieren möchte. (من آلمانی یاد میگیرم، زیرا میخواهم در آلمان تحصیل کنم.)
- “möchte” فعل صرف شده است که به آخر جمله فرستاده شده.
اگر جمله فرعی در ابتدای جمله بیاید:
- Weil es regnet, bleiben wir zu Hause. (زیرا باران میبارد، ما در خانه میمانیم.)
- “bleiben” (فعل جمله اصلی) در این حالت بلافاصله بعد از کما و در جایگاه دوم میآید. این یک قاعده بسیار مهم در آلمانی است.
قیدهای ربطی (Konjunktionaladverbien)
این دسته شاید کمی کمتر شناخته شده باشد، اما در واقعیت بسیار پرکاربرد هستند و در بسیاری از منابع به آن اشاره نمیشود. Konjunktionaladverbien در واقع قید هستند که نقش ربطی را ایفا میکنند. آنها دو جمله را به هم وصل میکنند و معنای منطقی بین آنها ایجاد میکنند، اما خودشان جایگاه فعلی را اشغال نمیکنند. در واقع، آنها میتوانند در جایگاههای مختلفی در جمله قرار بگیرند و اغلب بر ترتیب کلمات جمله دوم تأثیر میگذارند. این قیدها معمولاً بعد از نقطهویرگول یا نقطه میآیند و شروع جمله دوم را مشخص میکنند.
ویژگیهای Konjunktionaladverbien:
- ربط دهنده: دو جمله را از نظر معنایی به هم وصل میکنند.
- تغییر جایگاه فعل: اغلب باعث میشوند فعل جمله دوم (یا جمله مرتبط) در جایگاه اول یا دوم قرار بگیرد.
- انعطافپذیری: میتوانند پس از کاما یا با یک نقطه/نقطهویرگول شروع شوند.
انواع Konjunktionaladverbien پرکاربرد:
- kausal (علت و معلول):
- deshalb, darum, deswegen, daher (به این دلیل، بنابراین)
- folglich (در نتیجه)
- konsekutiv (نتیجه):
- also (خب، در نتیجه)
- demnach (بنابراین، طبق آن)
- adversativ (تضاد):
- trotzdem (با این حال، با وجود این)
- jedoch (اما، با این حال)
- allerdings (البته، اما)
- temporal (زمانی):
- danach (بعد از آن)
- zuerst, dann, danach, schließlich (اول، سپس، بعد از آن، در نهایت)
- modal (نحوه انجام کار):
- außerdem (علاوه بر این)
مثالهای کاربردی برای Konjunktionaladverbien:
- Deshalb (به این دلیل، بنابراین):
- Es regnet. Deshalb bleiben wir zu Hause. (باران میبارد. بنابراین ما در خانه میمانیم.)
- او خوب آلمانی مطالعه کرده است، بنابراین امتحانش را قبول خواهد شد. (در یک آموزشگاه زبان آلمانی در اصفهان من درس خواندم.)
- (توجه: “bleiben” فعل در جایگاه دوم جمله دوم است.)
- Trotzdem (با این حال):
- Ich bin müde. Trotzdem gehe ich zur Arbeit. (من خسته هستم. با این حال به سر کار میروم.)
- (توجه: “gehe” فعل در جایگاه دوم جمله دوم است.)
- Jedoch (اما، با این حال):
- Deutsch ist eine schöne Sprache; jedoch ist die Grammatik komplex. (آلمانی یک زبان زیباست؛ اما گرامرش پیچیده است.)
- (توجه: “ist” فعل در جایگاه دوم جمله دوم است.)
- Danach (بعد از آن):
- Ich esse zu Mittag. Danach mache ich meine Hausaufgaben. (من ناهار میخورم. بعد از آن تکالیفم را انجام میدهم.)
تفاوت Konjunktionaladverbien با Konjunktionen و Subjunktionen:
| ویژگی | Konjunktionen (حروف ربط همپایه) | Subjunktionen (حروف ربط فرعی) | Konjunktionaladverbien (قیدهای ربطی) |
|---|---|---|---|
| اصطلاح | همپایه | وابسته | قید |
| تأثیر بر جایگاه فعل | تغییری نمیدهد → فعل در جایگاه 2 میماند | فعل را به آخر جمله میبرد | قید میتواند در جایگاه 1 یا 3 بیاید → فعل در جایگاه 2 |
| نوع جمله | دو جمله همارز و مستقل از نظر دستوری | جملهٔ فرعی را به جملهٔ اصلی وصل میکند | دو جمله مستقل را معنیدار به هم وصل میکند |
| مثال | und, aber, oder, denn, sondern | dass, weil, obwohl, wenn, als | deshalb, trotzdem, jedoch, danach |
حروف ربط جفتی (Korrelative Konjunktionen)
حروف ربط جفتی، همانطور که از اسمشان پیداست، همیشه به صورت جفت و در ارتباط با یکدیگر استفاده میشوند. این دسته هم بر ترتیب کلمات تأثیری ندارند (مانند Konjunktionen) و برای ربط دادن دو ایده یا دو بخش از یک جمله به کار میروند. این حروف ربط در زبان آلمانی، به شما اجازه میدهند که تاکید بیشتری بر مقایسه، تضاد یا انتخابها بگذارید.
لیست حروف ربط جفتی پرکاربرد:
- entweder… oder… (یا این… یا آن…)
- weder… noch… (نه این… نه آن…)
- sowohl… als auch… (هم این… هم آن…)
- nicht nur… sondern auch… (نه تنها این… بلکه همچنین آن…)
- je… desto/umso… (هرچه… همانقدر…)
مثالهای عملی برای حروف ربط جفتی:
- Entweder… oder… (یا این… یا آن…): برای بیان انتخاب بین دو گزینه.
- Entweder lernen wir Deutsch, oder wir bleiben hier. (یا آلمانی یاد میگیریم، یا اینجا میمانیم.)
- Du kannst entweder Pizza oder Pasta essen. (تو میتوانی یا پیتزا یا پاستا بخوری.)
- Weder… noch… (نه این… نه آن…): برای بیان نفی هر دو گزینه.
- Ich spreche weder Spanisch noch Französisch. (من نه اسپانیایی صحبت میکنم نه فرانسوی.)
- Er trinkt weder Kaffee noch Tee. (او نه قهوه مینوشد نه چای.)
- Sowohl… als auch… (هم این… هم آن…): برای بیان شامل شدن هر دو گزینه.
- Sowohl meine Mutter als auch mein Vater sind Lehrer. (هم مادرم و هم پدرم معلم هستند.)
- Sie spricht sowohl Englisch als auch Deutsch. (او هم انگلیسی و هم آلمانی صحبت میکند.)
- Nicht nur… sondern auch… (نه تنها این… بلکه همچنین آن…): برای بیان تاکید بر اینکه چیزی شامل چندین مورد میشود.
- Er lernt nicht nur Deutsch, sondern auch Englisch. (او نه تنها آلمانی، بلکه انگلیسی هم یاد میگیرد.)
- Dieses Buch ist nicht nur interessant, sondern auch sehr informativ. (این کتاب نه تنها جالب است، بلکه بسیار آموزنده نیز هست.)
- Je… desto/umso… (هرچه… همانقدر…): برای بیان رابطه تناسبی بین دو چیز. توجه داشته باشید که در هر دو جمله، فعل به انتهای جمله میرود. این یک استثناست که باید به آن دقت کرد.
- Je mehr du lernst, desto besser wird dein Deutsch. (هرچه بیشتر یاد بگیری، آلمانیات بهتر میشود.)
- Je kälter es ist, umso dicker ziehe ich mich an. (هرچه هوا سردتر باشد، همانقدر ضخیمتر لباس میپوشم.)
اشتباهات رایج زبانآموزان در استفاده از حروف ربط و راهحلها
در طول سالها تجربه آموزش زبان و یادگیری خودم، متوجه اشتباهات پرتکراری در استفاده از حروف ربط در زبان آلمانی شدهام. دانستن این اشتباهات و راههای غلبه بر آنها، میتواند مسیر یادگیریتان را هموارتر کند.
- اشتباه کردن بین “denn” و “weil”:
- Denn (همپایه) فعل را در جایگاه دوم نگه میدارد.
- Weil (فرعی) فعل را به آخر جمله میفرستد.
- اشتباه: Ich bleibe zu Hause, weil es regnet bleibt. (فعل اضافه)
- درست: Ich bleibe zu Hause, denn es regnet. یا Ich bleibe zu Hause, weil es regnet.
- فراموش کردن ترتیب فعل در جملات Subjunktionen:
- این رایجترین اشتباه است. همیشه به یاد داشته باشید که فعل صرف شده به آخر جمله فرعی میرود.
- اشتباه: Ich weiß, dass du lernst Deutsch.
- درست: Ich weiß, dass du Deutsch lernst.
- قرار دادن فعل در جایگاه اشتباه بعد از جمله فرعی ابتدایی:
- اگر جمله فرعی با یک Subjunktion شروع شود، فعل جمله اصلی بلافاصله بعد از کاما قرار میگیرد.
- اشتباه: Weil ich müde bin, ich gehe ins Bett.
- درست: Weil ich müde bin, gehe ich ins Bett.
- تفاوت “aber” و “sondern”:
- “Sondern” فقط بعد از نفی میآید و گزینه جایگزین را معرفی میکند.
- اشتباه: Er ist nicht reich, aber arm. (درست است اما “sondern” دقیقتر است)
- درست: Er ist nicht reich, sondern arm.
- نادیده گرفتن Konjunktionaladverbien و عدم توجه به تأثیر آنها روی فعل:
- این قیدها میتوانند در جایگاه اول قرار بگیرند و در این صورت فعل جمله بعدی نیز در جایگاه دوم میآید.
- اشتباه: Es regnet. Deshalb wir bleiben zu Hause.
- درست: Es regnet. Deshalb bleiben wir zu Hause.
راهکار اصلی برای غلبه بر این اشتباهات، تمرین و تکرار است. سعی کنید جملات زیادی بسازید، متنهای آلمانی را بخوانید و به نحوه استفاده از حروف ربط دقت کنید.
جمعبندی: یک نگاه مقایسهای جامع
برای اینکه تصویر کاملتری از این سه نوع حرف ربط داشته باشیم، یک جدول مقایسهای جامع برای شما آماده کردهام:
| ویژگی | حروف ربط همپایه (Konjunktionen) | حروف ربط فرعی (Subjunktionen) | قیدهای ربطی (Konjunktionaladverbien) | حروف ربط جفتی (Korrelative Konjunktionen) |
|---|---|---|---|---|
| وظیفه اصلی | اتصال جملات یا کلمات همسطح | ارتباط جملهٔ فرعی با جملهٔ اصلی | ایجاد ارتباط معنایی بین دو جمله مستقل | اتصال دو بخش بهصورت جفت و تأکیدی |
| تأثیر بر ترتیب فعل | ندارد → فعل در جایگاه ۲ | فعل به آخر جمله فرعی میرود | قید جایگاه ۱ یا ۳ → فعل در جایگاه ۲ | تأثیری ندارد (بهجز «je… desto») |
| نوع جمله تولیدی | جمله همپایه | جمله فرعی (Nebensatz) | دو جمله مستقل اما مرتبط | جملات همپایه با تأکید یا انتخاب |
| کاما قبل از آنها | معمولاً کاما، برای und/oder اغلب بدون کاما | همیشه کاما | معمولاً نقطه، نقطهویرگول یا کاما | اغلب کاما بین دو بخش جفتی |
| مثالهای رایج | und, aber, oder, denn, sondern | dass, weil, obwohl, wenn, als | deshalb, trotzdem, jedoch, danach | entweder…oder, weder…noch, sowohl…als auch |
| مثال جمله | Ich lerne und du kochst. | Ich weiß, dass du lernst. | Es regnet. Deshalb bleibe ich. | Entweder lese ich oder schlafe. |
امیدوارم این جدول به شما کمک کند تا تفاوتهای ظریف بین این دستهبندیها را بهتر درک کنید.
نتیجهگیری
تبریک میگویم! شما حالا یک درک جامع از حروف ربط در زبان آلمانی، انواع آنها، قواعد مربوط به ترتیب کلمات و اشتباهات رایج دارید. حروف ربط آلمانی واقعاً ابزارهای قدرتمندی هستند که به شما کمک میکنند نه تنها جملات پیچیدهتر، بلکه زیباتر و دقیقتری بسازید.
یادتان باشد که یادگیری زبان یک سفر است و تسلط بر گرامر آلمانی نیاز به صبر و تمرین دارد. این که شما این مقاله را تا پایان مطالعه کردهاید، نشان از عزم جدی شما برای یادگیری است. از مثالهای ارائه شده استفاده کنید، خودتان جملات جدید بسازید و هر روز به تمرین بپردازید.
هرچه بیشتر با این حروف ربط سروکار داشته باشید، استفاده از آنها برایتان طبیعیتر خواهد شد و به زودی خواهید دید که چطور روانتر و با اعتماد به نفس بیشتری به زبان آلمانی صحبت میکنید و مینویسید. موفق باشید!
سوالات متداول (FAQ)
تفاوت اصلی حروف ربط همپایه و فرعی در زبان آلمانی چیست؟
تفاوت اصلی در تأثیر آنها بر ترتیب کلمات جمله است. حروف ربط همپایه (Konjunktionen) مانند “und”, “aber”, “oder”, “denn”, “sondern” هیچ تأثیری بر جایگاه فعل در جمله ندارند و فعل همچنان در جایگاه دوم (مانند یک جمله ساده) باقی میماند. اما حروف ربط فرعی (Subjunktionen) مانند “dass”, “weil”, “obwohl”, “wenn” فعل صرف شده در جمله فرعی را به انتهای همان جمله میفرستند.
چگونه باید ترتیب کلمات را هنگام استفاده از حروف ربط فرعی رعایت کرد؟
هنگام استفاده از حروف ربط فرعی، قاعده اصلی این است که فعل صرف شده (Konjugiertes Verb) همیشه به انتهای جمله فرعی میرود. اگر جمله فرعی با حرف ربط فرعی شروع شود، جمله اصلی (Hauptsatz) باید بلافاصله بعد از کاما با فعل در جایگاه اول خود ادامه پیدا کند. برای مثال: “Weil ich müde bin, gehe ich ins Bett.” (فعل صرف شده “bin” در جمله فرعی آخر است و فعل “gehe” از جمله اصلی بعد از کاما میآید).
آیا Konjunktionaladverbien همان حروف ربط هستند؟ تفاوت آنها چیست؟
خیر، Konjunktionaladverbien (قیدهای ربطی) با حروف ربط (Konjunktionen و Subjunktionen) متفاوت هستند. Konjunktionaladverbien در واقع قیدهایی هستند که نقش ربطی را ایفا میکنند و معنای منطقی بین دو جمله ایجاد میکنند (مثل “deshalb”, “trotzdem”). آنها اغلب در ابتدای جمله دوم میآیند (بعد از نقطه یا نقطهویرگول) و باعث میشوند فعل در جمله بعدی در جایگاه دوم قرار بگیرد (مثلاً: Es regnet. Deshalb bleiben wir zu Hause.). در حالی که حروف ربط واقعی، پیوند دهنده ساختاری جملات یا کلمات هستند و قواعد ثابتتری برای جایگاه فعل دارند.
برای اطلاعات بیشتر میتونین به این مقاله سر بزنین.





