...
ترکی استانبولیلغات زبان ترکی استانبولی

چشم در ترکی استانبولی: تلفظ، معنی و اصطلاحات کاربردی Güncel

سلام! حتماً برای شما هم پیش آمده که در حال یادگیری یک زبان مثل ترکی استانبولی باشید و دلتان بخواهد یک کلمه و تمام زیر و بم‌هایش را به خوبی بشناسید. امروز می‌خواهم راجع به یکی از پرکاربردترین اعضای بدن، یعنی چشم در ترکی استانبولی صحبت کنم. کلمه‌ای ساده اما با دنیایی از معنی، اصطلاح و کاربردهای فرهنگی که دانستن آن‌ها به شما کمک می‌کند تا نه تنها زبان، بلکه فرهنگ مردم ترکیه را هم بهتر درک کنید. به عنوان کسی که سال‌هاست در مسیر یادگیری زبان‌های مختلف قدم گذاشته‌ام، می‌دانم که این جزئیات کوچک چقدر می‌توانند مسیر یادگیری را شیرین‌تر و مؤثرتر کنند.

اگر علاقمند به یادگیری زبان ترکی هستید، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به صفحه بهترین آموزشگاه زبان ترکی استانبولی در مشهد بیاندازید.

معنی اصلی “Göz” در ترکی استانبولی

چشم در ترکی استانبولی

وقتی صحبت از چشم در ترکی استانبولی می‌شود، کلمه اصلی و رایج “Göz” است. این کلمه در معنای لغوی و اصلی خود دقیقاً به همان عضوی از بدن اشاره دارد که ما با آن محیط اطرافمان را می‌بینیم. اما جالب است بدانید که معنی Göz فقط به این عضو محدود نمی‌شود و گستره وسیعی از مفاهیم را در بر می‌گیرد که در ادامه بیشتر به آن‌ها خواهم پرداخت. تلفظ Göz هم بسیار ساده است: چیزی بین “گوز” و “گُز”. حرف “ö” در ترکی استانبولی شبیه “اُ” در کلمه “پُل” در فارسی تلفظ می‌شود، اما با گرد کردن بیشتر لب‌ها. پس، برای تلفظ صحیح Göz، لب‌ها را گرد کنید و صدایی شبیه “گُوز” بگویید.

کاربردهای چندگانه “Göz”

همانطور که گفتم، معنی Göz در ترکی فراتر از یک عضو بدن است. در ادامه به برخی از این کاربردها و معانی متفاوت Göz می‌پردازم:

  • چشم انسان/حیوان: این رایج‌ترین معناست.
    • Örnek: Kedinin gözleri çok güzeldi. (چشم‌های گربه خیلی زیبا بود.)
  • خانه، اتاقک یا بخش: در برخی زمینه‌ها به معنای خانه کوچک یا بخش و قسمت استفاده می‌شود.
    • Örnek: Çekmecenin gözüne anahtarları koydum. (کلیدها را در کشوی کمد گذاشتم.)
  • سوراخ، منفذ: گاهی اوقات به سوراخ یا منفذ هم اشاره دارد.
    • Örnek: İpin gözünden geçirmek zordu. (رد کردن نخ از سوراخ سخت بود.)
  • سوراخ‌های توری: در مورد توری‌ها، منظور از Göz همان سوراخ‌های ریز توری است.
    • Örnek: Sivrisinek tülünün gözleri çok küçüktü. (سوراخ‌های توری پشه بند خیلی ریز بودند.)
  • محل استقرار، لانه: در برخی موارد نیز به معنی محل استقرار یا لانه به کار می‌رود.
    • Örnek: Kuşun yuvasında dört göz vardı. (در لانه پرنده چهار تخم (مجازاً چهار چشم) بود.)
  • منبع، چشمه (آب): یکی از معانی جالب Göz به معنای چشمه آب است.
    • Örnek: Dağdan gelen göz suyu çok soğuktu. (آب چشمه‌ای که از کوه می‌آمد خیلی سرد بود.)

این تنوع معنایی، Göz را به یکی از لغات مهم و پرکاربرد در زبان ترکی تبدیل کرده است.

اصطلاحات پرکاربرد با “Göz” در ترکی استانبولی

همانطور که در فارسی ما اصطلاحات زیادی با کلمه “چشم” داریم، در زبان ترکی هم اصطلاحات با Göz بی‌شمارند. این اصطلاحات به عمق زبان ترکی نفوذ کرده‌اند و برای درک بهتر مکالمات روزمره و ادبیات این زبان، یادگیری آن‌ها ضروری است. اینجا برای شما تعدادی از مهم‌ترین و رایج‌ترین آن‌ها را با مثال‌های کاربردی آورده‌ام:

۱. Göz Gezdirmek (چشم گرداندن، به سرعت مطالعه کردن)

این اصطلاح به معنای نگاه اجمالی انداختن یا به سرعت چیزی را مطالعه کردن است. من همیشه وقتی می‌خواستم یک متن طولانی را قبل از جلسه مرور کنم، از این اصطلاح استفاده می‌کردم.

  • Örnek: Sınavdan önce notlarıma göz gezdirdim. (قبل از امتحان، به جزوه‌هایم یک نگاه اجمالی انداختم.)
  • Örnek: Vitrindeki elbiselere şöyle bir göz gezdirdi. (به لباس‌های پشت ویترین یک نگاه گذرا انداخت.)

۲. Göz Kırpmak (چشمک زدن)

این اصطلاح به معنای چشمک زدن است که در موقعیت‌های مختلف (از شوخی تا اشاره) کاربرد دارد.

  • Örnek: Arkadaşına gizlice göz kırptı. (مخفیانه به دوستش چشمک زد.)
  • Örnek: Onu görünce bana göz kırptı. (وقتی مرا دید، به من چشمک زد.)

۳. Göz Boyamak (چشم سر به راه آوردن، فریب دادن)

این اصطلاح به معنای فریب دادن، گول زدن یا ظاهرنمایی کردن است. وقتی کسی می‌خواهد با ظاهرسازی شما را متقاعد کند، از این عبارت استفاده می‌شود.

  • Örnek: Sadece göz boyamak için güzel bir ambalaj yapmışlar. (فقط برای فریب دادن، یک بسته‌بندی زیبا درست کرده بودند.)
  • Örnek: Onun tatlı sözlerine kanma, sadece göz boyuyor. (حرف‌های شیرین او را باور نکن، فقط ظاهرنمایی می‌کند.)

۴. Gözden Düşmek (از چشم افتادن، اعتبار از دست دادن)

این اصطلاح دقیقاً هم‌معنی “از چشم افتادن” در فارسی است و به معنای از دست دادن احترام، محبوبیت یا اعتبار است.

  • Örnek: Yaptığı hatalardan sonra herkesin gözünden düştü. (بعد از اشتباهاتش، از چشم همه افتاد.)
  • Örnek: Eskiden çok sevilen bir sanatçıydı ama artık gözden düştü. (قبلاً هنرمندی بسیار محبوب بود اما اکنون از چشم افتاده است.)

۵. Gözden Geçirmek (بررسی کردن، بازبینی کردن)

این اصطلاح به معنای با دقت چیزی را بررسی و بازبینی کردن است.

  • Örnek: Makaleyi teslim etmeden önce defalarca gözden geçirdim. (قبل از تحویل مقاله، آن را چندین بار بازبینی کردم.)
  • Örnek: Bütçeyi gözden geçirmemiz gerekiyor. (ما باید بودجه را بازبینی کنیم.)

۶. Gözünü Dört Açmak (چشمانت را خوب باز کن، بسیار مراقب باش)

این اصطلاح به معنای بسیار مراقب و هوشیار بودن است.

  • Örnek: Bu şehirde yürürken gözünü dört aç, hırsız çok. (در این شهر وقتی راه می‌روی، خیلی مراقب باش، دزد زیاد است.)
  • Örnek: Yeni işine başlarken gözünü dört aç. (وقتی کار جدیدت را شروع می‌کنی، خیلی مراقب باش.)

۷. Gözünü Kapatmak (چشم پوشی کردن، نادیده گرفتن)

این اصطلاح به معنای چشم‌پوشی کردن یا نادیده گرفتن چیزی است، معمولاً یک اشتباه یا نقص.

  • Örnek: Küçük hatalarına göz yumduk. (به اشتباهات کوچک او چشم‌پوشی کردیم.) (Göz yummak نیز به همین معناست)
  • Örnek: Yaptığına göz yumamam. (نمی‌توانم کارهایش را نادیده بگیرم.)

۸. Gözü Yükseklerde Olmak (چشمش در جاهای بلند بودن، جاه‌طلب بودن)

این اصطلاح به افراد جاه‌طلب و بلندپرواز اشاره دارد که اهداف بزرگی در سر دارند.

  • Örnek: Onun gözü yükseklerde, sıradan bir işi kabul etmez. (او جاه‌طلب است، یک کار معمولی را قبول نمی‌کند.)
  • Örnek: Çocukluğundan beri gözü yükseklerdeydi. (از بچگی بلندپرواز بود.)

۹. Gözü Tok Olmak (چشم و دل سیر بودن)

این اصطلاح به معنای چشم و دل سیر بودن، قانع بودن و طمع نداشتن است.

  • Örnek: O kadar para kazanmasına rağmen hala gözü tok bir insan. (با وجود این همه پول که به دست می‌آورد، هنوز هم آدم قانعی است.)
  • Örnek: Gözü tok insanlar her zaman daha mutlu olur. (آدم‌های قانع همیشه شادتر هستند.)

۱۰. Göz Kulak Olmak (مراقب بودن، مواظب بودن)

این اصطلاح به معنای مراقبت کردن و مواظب کسی یا چیزی بودن است.

  • Örnek: Ben alışveriş yaparken çocuklara göz kulak olabilir misin? (من که خرید می‌کنم، می‌توانی مراقب بچه‌ها باشی؟)
  • Örnek: Yeni fidanlara göz kulak olmak lazım. (باید مراقب نهال‌های جدید باشیم.)

۱۱. Gözü Kara Olmak (بی‌باک و شجاع بودن)

این اصطلاح به معنای بسیار شجاع و بی‌باک بودن است، کسی که از چیزی نمی‌ترسد.

  • Örnek: O kadar gözü kara ki, her işe atılır. (آنقدر شجاع است که به هر کاری تن می‌دهد.)
  • Örnek: Gözü kara bir askerdi. (او سربازی بی‌باک بود.)

۱۲. Göz Ucuyla Bakmak (با گوشه چشم نگاه کردن)

این اصطلاح به معنای با گوشه چشم نگاه کردن، دزدکی نگاه کردن است.

  • Örnek: Öğretmeni görmeden göz ucuyla notlarına baktı. (بدون اینکه معلم ببیند، با گوشه چشم به جزوه‌هایش نگاه کرد.)
  • Örnek: Göz ucuyla bana baktığını hissettim. (احساس کردم با گوشه چشم به من نگاه می‌کند.)

۱۳. Gözden Kaçırmak (از قلم انداختن، نادیده گرفتن)

این اصطلاح به معنای از قلم انداختن، فراموش کردن یا ندیدن چیزی است که مهم بوده است.

  • Örnek: Raporu Kontrol ederken önemli bir detayı gözden kaçırmışım. (هنگام بررسی گزارش، یک جزئیات مهم را از قلم انداخته بودم.)
  • Örnek: Bazen küçük şeyler gözden kaçabilir. (گاهی اوقات چیزهای کوچک ممکن است از قلم بیفتند.)

در آموزشگاه زبان آلمانی در تهران، فرصت آموزش با اساتید مجرب و محیطی پویا برای شما فراهم است.

۱۴. Gözü Takılmak (چشمش به چیزی گیر کردن، جذب شدن)

وقتی چشم انسان ناخودآگاه به چیزی کشیده می‌شود و جذب آن می‌شود، از این اصطلاح استفاده می‌کنیم.

  • Örnek: Vitrindeki o kırmızı elbiseye gözüm takıldı. (چشمم به آن لباس قرمز در ویترین گیر کرد.)
  • Örnek: Yolda yürürken ilginç bir tabelaya gözüm takıldı. (وقتی داشتم در راه می‌رفتم، چشمم به یک تابلو جالب گیر کرد.)

۱۵. Gözünü Açmak (چشم باز کردن، هوشیار شدن)

این اصطلاح به معنی هوشیار شدن، متوجه حقیقت چیزی شدن، یا با تجربه به هوش آمدن است.

  • Örnek: Bu olay onun gözünü açtı, artık daha dikkatli. (این اتفاق او را هوشیار کرد، حالا دیگر با دقت‌تر است.)
  • Örnek: Biraz geç oldu ama sonunda gözümü açtım. (کمی دیر شد اما بالاخره هوشیار شدم.)

۱۶. Gözlerini Açıp Kapamak (چشم بر هم زدن، در یک لحظه)

این اصطلاح برای نشان دادن سرعت زیاد و انجام شدن کاری در مدت زمان بسیار کوتاه به کار می‌رود. تقریباً معادل “در یک چشم به هم زدن” در فارسی است.

  • Örnek: Araba gözlerini açıp kapayıncaya kadar gözden kayboldu. (ماشین در یک چشم به هم زدن ناپدید شد.)
  • Örnek: Her şeyi gözlerimi açıp kapayıncaya kadar hallettim. (همه چیز را در یک لحظه حل کردم.)

۱۷. Göz Göre Göre (با چشم باز، آشکارا)

این اصطلاح به معنای آشکارا و در حالی که می‌دانی چه اتفاقی دارد می‌افتد، به کار می‌رود.

  • Örnek: Göz göre göre hata yapmasına izin veremem. (نمی‌توانم به او اجازه دهم که آشکارا اشتباه کند.)
  • Örnek: Hırsızın kaçtığını göz göre göre izledik. (فرار دزد را با چشم باز تماشا کردیم.)

۱۸. Gözünü Korkutmak (دل کسی را ترساندن، تهدید کردن)

این اصطلاح به معنای ترساندن یا دل کسی را خالی کردن با هدف منصرف کردن او از کاری است.

  • Örnek: Yüksek fiyatlar müşterinin gözünü korkuttu. (قیمت‌های بالا مشتری را ترساند.)
  • Örnek: Onu gözünü korkutarak bu işten vazgeçiremezsin. (نمی‌توانی با ترساندن، او را از این کار منصرف کنی.)

۱۹. Gözleri Daldalmak (چشم دوختن، خیره شدن)

این اصطلاح به معنای خیره شدن به چیزی یا کسی است.

  • Örnek: Sahneye çıkan şarkıcıya gözleri daldaldı. (به خواننده‌ای که روی صحنه آمد خیره شد.)
  • Örnek: Pencereden dışarıya gözlerini daldırdı. (از پنجره به بیرون خیره شد.)

۲۰. Gözleri Parıldamak (چشمانش برق زدن)

این اصطلاح به معنای برق زدن چشم‌ها از خوشحالی، هیجان یا امید است.

  • Örnek: Hediyeyi görünce çocukların gözleri parıldadı. (وقتی هدیه را دیدند، چشمان بچه‌ها برق زد.)
  • Örnek: Yeni iş fırsatından bahsederken gözleri parlıyordu. (وقتی از فرصت شغلی جدید صحبت می‌کرد، چشمانش برق می‌زد.)

چشم در ترکی استانبولی

فرهنگ “چشم نظر” (Nazar Boncuğu) در ترکیه

وقتی صحبت از چشم به ترکی استانبولی می‌شود، نمی‌توان از موضوع چشم نظر ترکی استانبولی (Nazar Boncuğu) غافل شد. این یک عنصر فرهنگی بسیار قوی و ریشه‌دار در ترکیه و بسیاری از کشورهای اطراف ماست.

Nazar Boncuğu یا مهره چشم نظر، یک شیء به رنگ آبی تیره، آبی روشن، سفید، و گاهی زرد یا سیاه است که به شکل چشمی فشرده شده طراحی می‌شود. اعتقاد بر این است که این چشم نمادین، فرد را از “چشم بد” یا انرژی منفی حسودان محافظت می‌کند. من در سفر به ترکیه، این چشم نظرها را در همه جا دیدم: آویزان به دستبندها، گردنبندها، دیوار خانه‌ها، خودروها، حتی در فروشگاه‌ها و مغازه‌ها! این به خوبی نشان می‌دهد که چقدر این باور در زندگی روزمره مردم ترک نقش دارد.

ارتباط Göz با Nazar Boncuğu

کلمه “Nazar” در زبان ترکی و عربی به معنای “نگاه” یا “چشم” است و “Boncuğu” به معنای “مهره” یا “تسبیح” است. پس، Nazar Boncuğu به معنای “مهره چشم” است که وظیفه‌اش محافظت از افراد در برابر “Kem Göz” (چشم بد) است. مردم ترکیه به شدت به قدرت این چشم‌های شیشه‌ای اعتقاد دارند. آن‌ها معتقدند که اگر این مهره بشکند، به این معنی است که چشم بد را جذب کرده و کار خود را انجام داده است. به همین دلیل، شکستن یک Nazar Boncuğu اغلب با حس رهایی یا موفقیت در دفع چشم بد همراه است.

این جنبه فرهنگی، به درک بهتر ریشه‌های استفاده گسترده از کلمه Göz در اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های ترکی کمک می‌کند، چرا که چشم در فرهنگ آن‌ها نه تنها یک عضو بینایی، بلکه منبع انرژی، خیر و شر نیز محسوب می‌شود.

ضرب‌المثل‌های مرتبط با “Göz”

زبان ترکی استانبولی، همچون زبان فارسی، سرشار از ضرب‌المثل‌های زیبا و پرمعناست. بسیاری از این ضرب‌المثل‌ها از کلمه Göz بهره می‌برند:

  • Peyniri çok yiyen gözden, gözü çok yiyen dinden çıkar.
    • معنی: کسی که پنیر زیاد بخورد، چشم درد می‌گیرد؛ کسی که چشمانش زیاد بچرخد (هر چیزی را ببیند و بخواهد)، از دین خارج می‌شود. (کنایه از طمع، حسادت و بی‌بندوباری)
  • Göz görmeyince gönül katlanır.
    • معنی: وقتی چشم نبیند، دل تاب می‌آورد. (دقیقا مشابه “از دل برود هر آنکه از دیده برفت” در فارسی)
  • Açık ağız aç kalmaz, açık göz aç kalır.
    • معنی: دهان باز گرسنه نمی‌ماند (کسی که حرف بزند و درخواست کند)، اما چشم باز گرسنه می‌ماند. (گاهی به معنی بیش از حد طمع، گاهی به معنی کسی که به آنچه دارد بسنده نمی‌کند.)
  • Gözden uzak olan gönülden de uzak olur.
    • معنی: کسی که از چشم دور باشد، از دل هم دور می‌شود. (باز هم مشابه “از دل برود هر آنکه از دیده برفت”)
  • Göz var izan var.
    • معنی: چشم هست، شعور هم هست. (یعنی آدم باید با چشم باز ببیند و با عقلش قضاوت کند.)

این ضرب‌المثل‌ها نه تنها به شما در یادگیری لغات ترکی استانبولی کمک می‌کنند، بلکه پنجره‌ای به سوی فلسفه و حکمت این زبان باز می‌کنند.

ضرب‌المثل ترکی معنی فارسی توضیح / نکته مشابه فارسی
Peyniri çok yiyen gözden, gözü çok yiyen dinden çıkar. کسی که پنیر زیاد بخورد، چشم درد می‌گیرد؛ کسی که چشمانش زیاد بچرخد، از دین خارج می‌شود. کنایه از طمع، حسادت و بی‌بندوباری
Göz görmeyince gönül katlanır. وقتی چشم نبیند، دل تاب می‌آورد. مشابه «از دل برود هر آنکه از دیده برفت» در فارسی
Açık ağız aç kalmaz, açık göz aç kalır. دهان باز گرسنه نمی‌ماند، اما چشم باز گرسنه می‌ماند. اشاره به طمع و عدم رضایت از داشته‌ها
Gözden uzak olan gönülden de uzak olur. کسی که از چشم دور باشد، از دل هم دور می‌شود. مشابه «از دل برود هر آنکه از دیده برفت»
Göz var izan var. چشم هست، شعور هم هست. یعنی آدم باید با چشم باز ببیند و با عقلش قضاوت کند

نکات کاربردی برای زبان‌آموزان متوسط

به عنوان یک زبان‌آموز متوسط ترکی استانبولی، باید بگویم که یادگیری اصطلاحات و کاربردهای مختلف یک کلمه مانند Göz، می‌تواند تفاوت زیادی در توانایی مکالمه و درک شما ایجاد کند. من همیشه تلاش می‌کردم این اصطلاحات را در جملات واقعی به کار ببرم و آن‌ها را با بومی زبان‌ها تمرین کنم.

  1. فلش کارت بسازید: برای هر اصطلاح یک فلش کارت درست کنید و روی یک طرف آن اصطلاح و روی طرف دیگر معنی و یک مثال کاربردی از آن را بنویسید.
  2. در مکالمات روزمره استفاده کنید: سعی کنید آگاهانه از این اصطلاحات در مکالمات خود استفاده کنید، حتی اگر اشتباه کنید. بازخورد گرفتن به شما کمک می‌کند.
  3. فیلم و سریال ببینید: در فیلم‌ها و سریال‌های ترکی، به دنبال این اصطلاحات باشید. وقتی شخصیت‌ها آن‌ها را به کار می‌برند، موقعیت و معنایشان بهتر جا می‌افتد. آموزشگاه زبان گاما با بهترین متد آموزشی می‌تواند راهنمای خوبی برای شما باشد
  4. دفترچه اصطلاحات داشته باشید: یک دفترچه برای خودتان اختصاص دهید و اصطلاحات جدید را در آن یادداشت کنید، به همراه معنی و چند مثال از خودتان.

با این روش‌ها، به تدریج خواهید دید که چگونه این کلمات و اصطلاحات به بخشی طبیعی از دایره واژگان شما تبدیل می‌شوند و تسلط شما بر زبان ترکی استانبولی افزایش می‌یابد.

اگر ساکن شیراز هستید و به دنبال آموزشگاه زبان ترکی استانبولی با کیفیت هستید، پیشنهاد می‌کنم حتماً صفحه آموزشگاه زبان ترکی استانبولی در شیراز را بررسی کنید.

نتیجه‌گیری

همانطور که دیدیم، کلمه “Göz” در زبان ترکی استانبولی فراتر از یک عضو ساده بدن است. این کلمه با گستره‌ای از معانی، اصطلاحات و حتی باورهای فرهنگی در هم آمیخته است. از معنای اصلی آن به عنوان “چشم” گرفته تا اشاره به بخش‌ها، چشمه‌ها، و کاربردهای بی‌شمار در اصطلاحات روزمره و ضرب‌المثل‌ها، Göz نشان‌دهنده عمق و غنای این زبان است.

با یادگیری این کاربردهای مختلف، نه تنها دایره واژگان خود را گسترش می‌دهید، بلکه به درک عمیق‌تری از فرهنگ و روش زندگی مردم ترکیه نیز دست پیدا می‌کنید. امیدوارم این راهنمای جامع به شما در مسیر یادگیری زبان ترکی استانبولی کمک کرده باشد و بتوانید با اطمینان بیشتری از این اصطلاحات در مکالمات خود استفاده کنید.

سوالات متداول (FAQ)

معنی دقیق ‘Göz’ در ترکی استانبولی چیست؟

‘Göz’ در ترکی استانبولی اساساً به معنای چشم به عنوان یک عضو بینایی است. اما معنی آن فراتر رفته و می‌تواند به “خانه یا بخش” در یک کشو، “سوراخ یا منفذ”، “چشمه آب”، و حتی “قسمت یا بخش” نیز اشاره کند.

چند اصطلاح رایج با کلمه Göz در ترکی استانبولی نام ببرید؟

برخی از اصطلاحات رایج با “Göz” عبارتند از:

  • Göz Gezdirmek: نگاه اجمالی انداختن.
  • Göz Kırpmak: چشمک زدن.
  • Gözden Düşmek: از چشم افتادن، اعتبار از دست دادن.
  • Göz Kulak Olmak: مراقب بودن.
  • Gözünü Dört Açmak: بسیار مراقب بودن.

تلفظ صحیح ‘Göz’ چگونه است؟

تلفظ صحیح ‘Göz’ شبیه “گُوز” است. حرف “ö” در ترکی استانبولی با گرد کردن لب‌ها و ایجاد صدایی بین “اُ” و “اِ” (مانند “u” در کلمه “فلوت” انگلیسی یا “ö” در آلمانی) تلفظ می‌شود.

Nazar Boncuğu (چشم نظر) چه ارتباطی با کلمه ‘چشم’ دارد؟

Nazar Boncuğu به معنای “مهره چشم” است. این شیء نمادین، که به اعتقاد مردم ترکیه از “چشم بد” (Kem Göz) محافظت می‌کند، ارتباط بسیار نزدیکی با کلمه “Göz” (چشم) دارد. “Nazar” خود به معنای نگاه یا چشم است و در فرهنگ ترکی، چشم نه تنها ابزار دیدن، بلکه منبع انرژی‌های مثبت و منفی نیز محسوب می‌شود.

برای اطلاعات بیشتر میتونین به دیکشنری سر بزنین.

یه ستار بد حالم خوب بشه post

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا