...
ترکی استانبولیلغات زبان ترکی استانبولی

بهترین ضرب المثل های ترکی استانبولی با معنی و کاربرد دقیق

سلام به همه زبان‌آموزان عزیز! من هم مثل شما روزی شوق یادگیری یک زبان شیرین مثل ترکی استانبولی را داشتم. وقتی شروع به یادگیری زبان ترکی استانبولی کردم، یکی از چیزهایی که خیلی برایم جذاب بود، اصطلاحات ترکی استانبولی و ضرب المثل های ترکی استانبولی بود. این ضرب المثل‌ها نه تنها به من کمک می‌کردند که زبان را بهتر یاد بگیرم، بلکه پنجره‌ای به سمت فرهنگ غنی ترکیه برایم باز می‌کردند.

در این مقاله می‌خواهم بهترین و پرکاربردترین ضرب المثل های ترکی استانبولی را با شما به اشتراک بگذارم و معنی ضرب المثل ترکی و کاربرد دقیق آن‌ها را توضیح دهم. آماده‌اید؟

اگر ساکن شیراز هستید و به دنبال آموزشگاه زبان ترکی استانبولی با کیفیت هستید، پیشنهاد می‌کنم حتماً صفحه آموزشگاه زبان ترکی استانبولی در شیراز را بررسی کنید.

چرا یادگیری ضرب المثل های ترکی استانبولی مهم است؟

وقتی در حال یادگیری یک زبان جدید هستید، صرفاً یادگیری گرامر و لغات کافی نیست. برای اینکه بتوانید واقعاً مانند یک بومی صحبت کنید و فرهنگ آن زبان را درک کنید، باید با ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات آن آشنا شوید. ضرب المثل های ترکی استانبولی در مکالمات روزمره ترکی بسیار پرکاربرد هستند و به شما کمک می‌کنند تا منظور خود را دقیق‌تر و جذاب‌تر بیان کنید.

همچنین، درک این ضرب‌المثل‌ها به شما در فهم بهتر طنز، ادبیات و حتی موسیقی ترکی استانبولی کمک خواهد کرد. با یادگیری آن‌ها، عملاً یک قدم به بومی‌زبان شدن نزدیک‌تر می‌شوید. ریشه ضرب المثل ترکی در تاریخ و سنت‌های این کشور نهفته است.

اگر ساکن قم هستید و به دنبال آموزشگاه زبان ترکی استانبولی با کیفیت هستید، پیشنهاد می‌کنم حتماً صفحه آموزشگاه زبان ترکی استانبولی در قم را بررسی کنید.

ضرب المثل های ترکی استانبولی

۵۰ ضرب المثل ترکی استانبولی کاربردی

در اینجا لیستی از ۵۰ ضرب المثل ترکی استانبولی رایج و کاربردی را به همراه معنی دقیق فارسی، معادل فارسی و توضیحات مربوط به کاربرد آن‌ها برای شما آماده کرده‌ام.

  1. Ağaç yaşken eğilir.
    • معنی تحت‌اللفظی: درخت وقتی جوان است خم می‌شود.
    • معادل فارسی: ریشه درخت اگر تازه باشد خم شود. (از ریشه هرچه خواهی کن، که با چوب تر کار آید) یا «خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج.»
    • کاربرد: این ضرب‌المثل اشاره دارد به اینکه آموزش و تربیت کودکان در سنین پایین آسان‌تر و موثرتر است.
    • مثال: “Çocuklara küçük yaşta iyi alışkanlıklar kazandırmalıyız, çünkü ağaç yaşken eğilir.” (باید به بچه‌ها از سنین پایین عادت‌های خوب یاد بدهیم، چون درخت وقتی جوان است خم می‌شود.)
  2. Ak akçe kara gün içindir.
    • معنی تحت‌اللفظی: پول سفید برای روز سیاه است.
    • معادل فارسی: پول اندوخته برای روز مبادا.
    • کاربرد: اهمیت پس‌انداز کردن پول و آماده بودن برای روزهای سخت.
    • مثال: “Bu dönemde biraz para biriktirmeliyim, ak akçe kara gün içindir.” (این دوره باید کمی پول پس‌انداز کنم، پول سفید برای روز سیاه است.)
  3. Dost kara günde belli olur.
    • معنی تحت‌اللفظی: دوست در روز سیاه مشخص می‌شود.
    • معادل فارسی: دوست را در سفر وامی‌شناسند.
    • کاربرد: دوست واقعی کسی است که در زمان سختی‌ها کنار شما می‌ماند.
  4. Bir elin nesi var, iki elin sesi var.
    • معنی تحت‌اللفظی: یک دست چه دارد، دو دست صدا دارد.
    • معادل فارسی: یک دست صدا ندارد.
    • کاربرد: بیانگر اهمیت همکاری و اتحاد.
  5. Sakla samanı, gelir zamanı.
    • معنی تحت‌اللفظی: کاه را نگه دار، وقتش می‌رسد.
    • معادل فارسی: هر نمدی زاید، به کاری آید.
    • کاربرد: هیچ‌گاه چیزی را بی‌فایده ندانید، شاید روزی به کارتان بیاید.
  6. Deveyi yardan uçuran bir tutam ottur.
    • معنی تحت‌اللفظی: شتری را که از پرتگاه انداخت، یک دسته علف است.
    • معادل فارسی: حریص به چیز کم قناعت نمی‌کند و ممکن است به خاطر آن همه چیزش را از دست بدهد.
    • کاربرد: هشدار در مورد طمع‌ورزی و زیاده‌خواهی.
  7. Zorla güzellik olmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: با زور زیبایی نمی‌شود.
    • معادل فارسی: به زور کاری از پیش نمی‌رود.
    • کاربرد: نمی‌توان کسی را به زور وادار به کاری کرد که دوست ندارد یا چیزی را به اجبار زیبا جلوه داد.
  8. Balık baştan kokar.
    • معنی تحت‌اللفظی: ماهی از سرش بو می‌گیرد.
    • معادل فارسی: آب از سرچشمه گل‌آلود است.
    • کاربرد: مشکلات و فساد معمولاً از بالا و از سوی رهبران یا مدیران شروع می‌شود.
  9. Her işte bir hayır vardır.
    • معنی تحت‌اللفظی: در هر کاری خیری هست.
    • معادل فارسی: در پس هر پیش‌آمدی خیری نهفته است.
    • کاربرد: در مواجهه با مشکلات و اتفاقات ناخوشایند، امیدوار باشید که نتیجه‌اش خوب خواهد بود.
  10. Ayağını yorganına göre uzat.
    • معنی تحت‌اللفظی: پایت را به اندازه لحافت دراز کن.
    • معادل فارسی: دخل و خرجت را میزان کن.
    • کاربرد: متناسب با درآمد و امکانات خود زندگی کنید و از خرج‌های بی‌اندازه پرهیز کنید.
  11. Tatlı dil yılanı deliğinden çıkarır.
    • معنی تحت‌اللفظی: زبان شیرین مار را از لانه‌اش بیرون می‌آورد.
    • معادل فارسی: با زبان خوش می‌توان هر کاری را انجام داد.
    • کاربرد: اهمیت گفتار نیک و مهربانی در حل مشکلات و برقراری ارتباط.
  12. Öfke baldan tatlıdır.
    • معنی تحت‌اللفظی: خشم شیرین‌تر از عسل است.
    • معادل فارسی: خشم انسان را به کارها و حرف‌هایی وامی‌دارد که بعداً پشیمان می‌شود.
    • کاربرد: هشدار در مورد عواقب خشم و نشان می‌دهد که در لحظه خشم، انسان از انجام هر کاری لذت می‌برد.
  13. Vakit nakittir.
    • معنی تحت‌اللفظی: وقت پول است.
    • معادل فارسی: وقت طلاست.
    • کاربرد: اهمیت مدیریت زمان و استفاده بهینه از آن.
  14. Yorgan gitti, kavga bitti.
    • معنی تحت‌اللفظی: لحاف رفت، دعوا تمام شد.
    • معادل فارسی: وقتی سَرِ چیزی که دعوا بر سر آن بود از بین برود، دعوا دیگر بی‌معنی است.
    • کاربرد: زمانی استفاده می‌شود که علت اصلی یک اختلاف یا مشکل از بین رفته باشد.
  15. Ne ekersen onu biçersin.
    • معنی تحت‌اللفظی: هرچه بکاری، همان را درو می‌کنی.
    • معادل فارسی: از هر دست بگیری، از همان دست پس می‌گیری.
    • کاربرد: نتیجه هر عملی، از خود آن عمل نشئت می‌گیرد.
  16. Damlaya damlaya göl olur.
    • معنی تحت‌اللفظی: قطره قطره دریاچه می‌شود.
    • معادل فارسی: قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
    • کاربرد: اهمیت پس‌انداز کم‌کم و رسیدن به نتایج بزرگ از طریق تلاش‌های کوچک و مداوم.
  17. Evdeki hesap çarşıya uymaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: حساب خانه به بازار نمی‌خورد.
    • معادل فارسی: حساب دکان با بازارچه فرق دارد.
    • کاربرد: برنامه‌ریزی‌ها و انتظارات در عمل ممکن است با واقعیت متفاوت باشند.
  18. Gülme komşuna, gelir başına.
    • معنی تحت‌اللفظی: به همسایه‌ات نخند، به سر خودت می‌آید.
    • معادل فارسی: چاه‌کن ته چاه است.
    • کاربرد: از شادمانی برای گرفتاری دیگران پرهیز کنید، چرا که ممکن است همین بلا به سر خودتان بیاید.
  19. Lafla peynir gemisi yürümez.
    • معنی تحت‌اللفظی: با حرف کشتی پنیر حرکت نمی‌کند.
    • معادل فارسی: با حرف زدن کاری از پیش نمی‌رود.
    • کاربرد: اهمیت عمل‌گرایی به جای صرفاً حرف زدن.
  20. Can boğazdan gelir.
    • معنی تحت‌اللفظی: جان از نای می‌آید.
    • معادل فارسی: غذا مایه‌ی حیات است. شکم گرسنه دین و ایمان نمی‌شناسد.
    • کاربرد: اهمیت غذا برای حفظ زندگی و بقا.
  21. Yere bakan yürek yakan.
    • معنی تحت‌اللفظی: نگاه کننده به زمین، دل‌سوز (دل را آتش می‌زند).
    • معادل فارسی: کسی که ساکت و آرام به نظر می‌رسد، ممکن است کاری کند که همه را متعجب کند.
    • کاربرد: اغلب برای توصیف فردی آرام و بی‌صدا که ممکن است بسیار کاریزماتیک یا خطرناک باشد.
  22. Abanın kadri yağmurda bilinir.
    • معنی تحت‌اللفظی: ارزش عبا در باران دانسته می‌شود.
    • معادل فارسی: قدر چیزی در زمان نیاز مشخص می‌شود.
    • کاربرد: ارزش واقعی هر چیز یا هر کس در زمان نیاز و سختی‌ها آشکار می‌شود.
  23. Horoz ölür, gözü çöplükte kalır.
    • معنی تحت‌اللفظی: خروس می‌میرد، چشمش در آشغالدانی می‌ماند.
    • معادل فارسی: ترک عادت موجب مرض است.
    • کاربرد: عادت‌های انسان حتی تا لحظه مرگ نیز او را ترک نمی‌کنند.
  24. Bir fincan kahvenin kırk yıl hatırı vardır.
    • معنی تحت‌اللفظی: یک فنجان قهوه چهل سال حرمت دارد.
    • معادل فارسی: نیکی‌های کوچک فراموش نمی‌شوند.
    • کاربرد: بیانگر قدردانی از نیکی‌های هرچند کوچک.
  25. Komşu komşunun külüne muhtaçtır.
    • معنی تحت‌اللفظی: همسایه به خاکستر همسایه‌اش محتاج است.
    • معادل فارسی: همسایه از همسایه چیزی کم نمی‌کند. همسایه از همسایه ارث می‌برد.
    • کاربرد: اهمیت روابط خوب با همسایگان و نیاز متقابل انسان‌ها به یکدیگر.
  26. Kılıç kınını kesmez.
    • معنی تحت‌اللفظی: شمشیر غلافش را نمی‌برد.
    • معادل فارسی: آدم ضرر خودش را نمی‌زند.
    • کاربرد: کسی به خود و خانواده‌اش آسیب نمی‌رساند.
  27. Sabır acıdır, meyvesi tatlıdır.
    • معنی تحت‌اللفظی: صبر تلخ است، میوه‌اش شیرین است.
    • معادل فارسی: صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد.
    • کاربرد: اهمیت صبر و شکیبایی در رسیدن به موفقیت.
  28. Havlayan köpek ısırmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: سگی که پارس می‌کند، گاز نمی‌گیرد.
    • معادل فارسی: سگ پاچه گیر، کم عوعو کند.
    • کاربرد: کسانی که زیاد تهدید می‌کنند، معمولاً اقدامی انجام نمی‌دهند.
  29. Acele işe şeytan karışır.
    • معنی تحت‌اللفظی: در کار عجله، شیطان دخالت می‌کند.
    • معادل فارسی: کارهای عجله‌ای خراب از آب در می‌آیند.
    • کاربرد: تأکید بر عدم عجله در انجام کارها.
  30. Boş fıçı çok ses çıkarır.
    • معنی تحت‌اللفظی: بشکه خالی سروصدای زیادی تولید می‌کند.
    • معادل فارسی: کوزه خالی صدای بلندتری دارد.
    • کاربرد: افراد کم‌سواد و بی‌تجربه بیشتر از خود سروصدا می‌کنند.
  31. Bir çiçeğinle yaz gelmez.
    • معنی تحت‌اللفظی: با یک گل تابستان نمی‌آید.
    • معادل فارسی: با یک گل بهار نمی‌شود.
    • کاربرد: یک نشانه کوچک نمی‌تواند نشان‌دهنده یک تغییر بزرگ باشد.
  32. Dervişin fikri neyse zikri de odur.
    • معنی تحت‌اللفظی: هرچه فکر درویش است، ذکرش هم همان است.
    • معادل فارسی: هرچه در دل داری، همان بر زبان می‌آید.
    • کاربرد: افکار درونی انسان در گفتار او بازتاب می‌یابد.
  33. Her yiğidin bir yoğurt yiyişi vardır.
    • معنی تحت‌اللفظی: هر دلیری یک روش خوردن ماست دارد.
    • معادل فارسی: هر کسی طرز کار خود را دارد.
    • کاربرد: هر کس روش خاص خود را در انجام کارها دارد.
  34. Giden gelmez, gelen durmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: آنکه می‌رود برنمی‌گردد، آنکه می‌آید نمی‌ماند.
    • معادل فارسی: دنیا گذران است.
    • کاربرد: بیانگر ناپایداری و گذرا بودن زندگی و موقعیت‌ها.
  35. Alma mazlumun ahını, çıkar aheste aheste.
    • معنی تحت‌اللفظی: آه مظلوم را نگیر، آهسته آهسته (اثرش) بیرون می‌آید.
    • معادل فارسی: آه مظلوم زود می‌گیرد.
    • کاربرد: هشدار در مورد ظلم به دیگران و عواقب آن.
  36. Su akmayınca durulmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: تا آب جاری نشود، زلال نمی‌شود.
    • معادل فارسی: باید اتفاقی بیفتد تا همه چیز سر و سامان بگیرد.
    • کاربرد: برای حل مسائل باید اقدامی صورت گیرد.
  37. Ek tohumun hasını, çekme yiyecek kasını.
    • معنی تحت‌اللفظی: تخم خوب (با کیفیت) بکار، دردسر خوردن (نگرانی از کمبود غذا) نکش.
    • معادل فارسی: هر چه کنی به خود کنی.
    • کاربرد: اگر کار را به درستی و با کیفیت انجام دهی، نتیجه خوبی هم خواهی دید.
  38. İşleyen demir ışıldar.
    • معنی تحت‌اللفظی: آهن در حال کار می‌درخشد.
    • معادل فارسی: کارد کردن بهتر از استراحت است. تنبلی انسان را از پا می‌اندازد.
    • کاربرد: انسان با فعالیت و کار کردن سرحال‌تر و مفیدتر می‌ماند.
  39. Kaz gelen yerden tavuk esirgenmez.
    • معنی تحت‌اللفظی: از جایی که غاز می‌آید، مرغ دریغ نمی‌شود.
    • معادل فارسی: جایی که منفعت بزرگی درکار است، نباید از بخشش کوچک دریغ کرد.
    • کاربرد: اگر قرار است سود بزرگی به دست آورید، از یک فداکاری کوچک دریغ نکنید.
  40. Komşuda pişer, bize de düşer.
    • معنی تحت‌اللفظی: در خانه همسایه می‌پزد، به ما هم می‌رسد.
    • معادل فارسی: از سفره همسایه به ما هم می‌رسد.
    • کاربرد: امید به بهره‌مندی از خیر یا منفعت دیگران.
  41. Kurt kışı geçirir ama yediği ayazı unutmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: گرگ زمستان را پشت سر می‌گذارد اما یخبندان‌هایی که خورده را فراموش نمی‌کند.
    • معادل فارسی: زخم خورده، کینه به دل دارد.
    • کاربرد: اشاره به کینه‌توزی و فراموش نکردن تجربه‌های تلخ.
  42. Mum dibine ışık vermez.
    • معنی تحت‌اللفظی: شمع به زیر پایش نور نمی‌دهد.
    • معادل فارسی: کوزه گر از کوزه شکسته آب می‌خورد.
    • کاربرد: کسی که به دیگران کمک می‌کند، ممکن است خودش از آن کمک بی‌بهره بماند.
  43. Çok laf yalansız olmaz, çok mal haramsız olmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: زیادی حرف بدون دروغ نمیشود، زیادی مال بدون حرام نمیشود.
    • معادل فارسی: هرکه را مال بیش، دردسر از آن بیش.
    • کاربرد: اشاره به این که در کثرت، نقصانی وجود دارد.
  44. Terzi kendi söküğünü dikemez.
    • معنی تحت‌اللفظی: خیاط درز پاره خود را نمی‌تواند بدوزد.
    • معادل فارسی: کوزه گر از کوزه شکسته آب می‌خورد.
    • کاربرد: اغلب اشاره به این دارد که متخصصان کار خود، در مورد مسائل شخصی خودشان کم‌توان هستند.
  45. Denize düşen yılana sarılır.
    • معنی تحت‌اللفظی: کسی که در دریا افتاده، به مار چنگ می‌زند.
    • معادل فارسی: غریق و یا کسی که به بن‌بست رسیده، به هر چیزی چنگ میزند.
    • کاربرد: در شرایط بسیار دشوار، انسان به هر وسیله‌ای، حتی خطرناک، پناه می‌برد.
  46. Taşıma suyla değirmen dönmez.
    • معنی تحت‌اللفظی: با آب حمل شده، آسیاب نمی‌چرخد.
    • معادل فارسی: کاری که نیاز به پشتوانه دائم دارد، با کمک‌های موقت سرانجام نمی‌یابد.
    • کاربرد: تأکید بر نیاز به منابع پایدار و نه موقتی.
  47. Güneş balçıkla sıvanmaz.
    • معنی تحت‌اللفظی: خورشید با گِل پوشانده نمی‌شود.
    • معادل فارسی: حقیقت را نمی‌توان پنهان کرد.
    • کاربرد: حقایق بزرگ را نمی‌توان پنهان کرد یا نادیده گرفت.
  48. Her şeyin yenisi, dostun eskisi.
    • معنی تحت‌اللفظی: همه چیز نو باشد، اما دوست قدیمی.
    • معادل فارسی: همه چیز نو، دوست کهنه.
    • کاربرد: تأکید بر ارزش دوستی‌های پایدار و قدیمی.
  49. Demir tavında dövülür.
    • معنی تحت‌اللفظی: آهن در گداخته شدن کوبیده می‌شود.
    • معادل فارسی: تا تنور گرم است، نان را بچسبان.
    • کاربرد: کارها را باید در زمان مناسب و وقتی شرایط مهیا است انجام داد.
  50. Ne şiş yansın ne kebap.
    • معنی تحت‌اللفظی: نه سیخ بسوزد نه کباب.
    • معادل فارسی: نه سیخ بسوزد نه کباب.
    • کاربرد: حالتی که سعی می‌شود به هیچ یک از طرفین دعوا یا وضعیت آسیب نرسد.

نکات برای یادگیری بهتر ضرب المثل های ترکی استانبولی

  • گوش دادن فعال: به مکالمات روزمره ترکی، فیلم‌ها، و موسیقی ترکی استانبولی گوش دهید. ضرب‌المثل‌ها اغلب در این محتواها ظاهر می‌شوند. این به شما در آموزش ترکی استانبولی بسیار کمک می‌کند.
  • ثبت و مرور: یک دفترچه یادداشت برای خود بسازید و ضرب‌المثل‌های جدید را به همراه معنی و کاربردشان بنویسید. به صورت منظم آن‌ها را مرور کنید.
  • تلاش برای استفاده: سعی کنید در مکالمات خود یا حتی در ذهنتان، از این ضرب‌المثل‌ها استفاده کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید، بیشتر در ذهنتان می‌مانند.
  • تشخیص معادل فارسی: توجه به معادل فارسی ضرب المثل اهمیت زیادی دارد، زیرا کمک می‌کند مفهوم آن را عمیق‌تر درک کنید و در موقعیت‌های مشابه در فارسی هم بتوانید از آن استفاده کنید.

ضرب المثل های ترکی استانبولی

کاربرد ضرب المثل ترکی در فرهنگ ترکیه

ضرب المثل های ترکی فقط عباراتی ساده نیستند؛ آن‌ها آیینه فرهنگ، تاریخ و فلسفه زندگی مردم ترکیه هستند. بسیاری از این ضرب‌المثل‌ها ریشه در زندگی روستایی، کشاورزی، و سنت‌های قدیمی دارند که همین امر باعث می‌شود فهم آن‌ها عمیق‌تر و شیرین‌تر باشد. استفاده از ضرب‌المثل‌ها در مکالمات نشان‌دهنده تسلط شما بر زبان و درک عمیق شما از فرهنگ ترکیه است و می‌تواند رابطه شما را با بومی‌زبانان قوی‌تر کند.

با آرزوی موفقیت برای همه شما زبان‌آموزان عزیز در مسیر یادگیری زبان ترکی استانبولی!

اگر علاقمند به یادگیری زبان ترکی هستید، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به صفحه بهترین آموزشگاه زبان ترکی استانبولی در مشهد بیاندازید.

FAQ

شاید برای شما هم این سوالات پیش آمده باشد:

چند ضرب‌المثل ترکی استانبولی پرکاربرد وجود دارد؟

صدها ضرب‌المثل ترکی استانبولی وجود دارد، اما تعدادی از آن‌ها مانند ۵۰ موردی که در این مقاله به آن‌ها اشاره شد، بسیار پرکاربردتر هستند و در مکالمات روزمره بیشتر شنیده می‌شوند.

آیا ضرب المثل های ترکی استانبولی با لهجه‌های مختلف متفاوت است؟

بیشتر ضرب‌المثل‌های اصلی در سراسر ترکیه رایج و یکسان هستند. ممکن است برخی مناطق دارای نسخه‌های محلی یا ضرب‌المثل‌های خاص خود باشند، اما قواعد کلی و ضرب‌المثل‌های معروف تقریباً در همه جا قابل فهم و استفاده هستند.

چگونه می‌توان ضرب المثل‌های ترکی را در مکالمات روزمره استفاده کرد؟

بهترین راه این است که ابتدا معنی و کاربرد دقیق هر ضرب‌المثل را یاد بگیرید. سپس در موقعیت‌های مناسب که معنای ضرب‌المثل با شرایط شما همخوانی دارد، آن را به کار ببرید. شروع از ضرب‌المثل‌هایی که معادل فارسی واضحتری دارند، می‌تواند کمک‌کننده باشد.

بهترین راه برای یادگیری ضرب المثل های ترکی استانبولی چیست؟

ترکیب روش‌های مختلف مانند مطالعه لیست‌های جامع، گوش دادن به زبان بومیان، دیدن فیلم و سریال، و همچنین تلاش برای استفاده فعالانه از آن‌ها در صحبت کردن، بهترین راه برای یادگیری و درونی کردن ضرب‌المثل‌هاست. تمرین و تکرار مداوم کلید اصلی است.

یه ستار بد حالم خوب بشه post

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا